![]() در اتاقی که به اندازه یک تنهائیست دل من که به اندازه یک عشقست به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد به زوال زیبای گل ها در گلدان به نهالی که تو در باغچه خانه مان کاشته ای و به آواز قناری ها که به اندازه یک پنچره می خوانند اه سهم من اینست
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
شهریور 1386
مرداد 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 جستجو
پيوندها
لطفا بخند
دختر پسرای جوان گمشده ی 2 حرفی دخترای با حال ایرونی یه آشنا یه عاشق فردای سبز شاهرخ و کاجول دلم گرفته انلیل موزیک رپ.فوتبال.سینما :: قالب ساز :: پيوندهاي روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: |
...*راز دل*...
اینم یه شعر از یه آدم غریبه
با تو چه زنديگيايي که تو روياهام نداشتم تک و تنها بودم اما تو رو تنها نميذاشتم چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم دم مرگ رسيدم اما به هواي تو نمردم دارم از تو مينويسم که نگي دوست ندارم از تو که با يه نگاهت زيرو رو شد روزگارم موقع نوشتنو وقت اسم گذاشتنا کسي جز تو نداشتم اسمي جز تو نميذاشتم من تموم قصه هام قصه توست حتي من به آرزوهات تو رو آخر ميرسوندم ميرسيدي تو من اما آرزو به دل ميموندم هي ميخواستم که بگم که بدوني حالمو اما ترس و دلهره خط ميزد خيالمو توي گفتن و نگفتن از چه روزايي گذشتم اونقده رفتمو رفتم که هنوزم بر نگشتم هر چي شعر عاشقونست من براي تو نوشتم توي جهنم سوختم اما مينوشتم تو بهشتم اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعث شه اگه مردم تو بدون چه کسي وارثه شه
|+| نوشته شده توسط rooz در ساعت
اینم یه شعر دیگه ار آقا رضا
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست یه دفعه مثل یه آهو توی صحرا ها رمیدی بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگ و ندیدی دل نبود توی دلم تو رو گرگا نبینن اونا با دندون تیز به کمینت نشینن الهی من فدای تو چکار کنم برای تو اگه توی این بیابونا خاری بره به پای تو یه دفع مثل پرنده قفس عشقو شکستی پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا نخوره سنگی به بالت پرت نشه فکر و خیالت من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگینه اون از غصه توست یه دفع مثل یه گل رفتی توی دست خزون سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت نشکنی زیر تگرگ نریزه از تو یه برگ من تموم قصه هام قصه توست یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی آره پروانه شدم که پرام سوخته شه تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه که بسوزه پرو بالم که راحت بشه فکر و خیالم دارم از تو مینویسم تو که غم داره نگات اگه دوس داشتی بگو تا بازم بگم برات اونقده میگم تا خسته شم با عشقه تو شکسته شم
|+| نوشته شده توسط rooz در ساعت
چشم هام انتظارتو می کشه و به آسمان بی کران خیره مانده ام تا کی باید انتظار سبزت را با شقایق تقسیم کنم تا کی باید در کوچه های انتظار دل پر از غمم را آروم کنم ....من بی تو پائیزم بیا و جهان را نورانی کن...جمعه ها بی تو لطفی ندارد مهدی جان
خوشا آنان که رویت را بدیدند زتو خلق نکویت را خریدند خوشا آنان که تا سر منزل عشق برهنه پای تا کویت دویدند خوشا آنان که محبوب تو گشتند ز جام پاک مرغوبت چشیدند
|+| نوشته شده توسط rooz در ساعت
اینم یه شعره دیگه از آقا رضا
مثل تموم عالم حال منم خرابه
مثل تموم بختا بخت منم تو خوابه سنگ صبورم اینجا طاقت غم نداره طاقت این که پیشش گریه کنم نداره حالی واسم نمونده دنیا برام سرابه داد میزنم که ساقی میخونه بی شرابه یادی نکردی از من رسم رفاقت اینه اشکی برام نریختی عشقو و صداقت اینه دشمن راه دورم درد دلم زیاده جاده به جز جدایی هیچی به من نداده |+| نوشته شده توسط rooz در ساعت
اینم یه شعره دیگه از آقا رضا
شوق گل دارم ولیکن خـــــــــــــار اگر بگذاردم عمر کوته راه ناهموار اگــــــــــــــــــــر بگذاردم همچو گــــــــل وا می شوم در بوستان زندگی دست گلچین در چنین گـــــــــلزار اگر بگذاردم میزنم مانند گـــــــــــــل لبخند شیرین در بهار فکرت پاییز بد کردار اگــــــــــــــــــــر بگذاردم فرقت یاران یکـــــــــــــــدل را تحمل می کنم وقت رفتن گــــــــــــــــریه بسیار اگر بگذاردم می پسندم خلوت آرامش شب های خویش روز روشن گرمــــــــــــــــی بازار اگر بگذاردم می روم با پـــــای دل تا شهر رویایی عشق درمسیرم ایــــــــــــــن همه آوار اگر بگذاردم دوست دارم همچو دریـا سینه ای آبی و پاک مـــــــــــوج وطوفان – خاطر افگار اگر بگذاردم صد هـــــــــــزاران بار می میرم برای دوستی این دل زنگـــــــــــــــــار گون یکبار اگر بگذاردم چون رخ آیینه با همسایه یکــــــــدل می شوم قامت نا محــــــــــــــــــــــرم دیوار اگر بگذاردم هفت پشت مـــــا به زیر بار این عالم شکست
|+| نوشته شده توسط rooz در ساعت
اینم یه شعر از رضا جون
آتشي شب در نيستاني فتاد
|+| نوشته شده توسط rooz در ساعت
|